1
00:01:30,080 --> 00:01:30,110
‫قسمت ۴

2
00:01:30,080 --> 00:01:30,110
‫پشت صحنه نخ‌ها رو می‌کشیدن!

3
00:01:31,860 --> 00:01:34,940
‫آریِس، یه سوال ازت داریم.

4
00:01:35,390 --> 00:01:37,700
‫چرا به اسوِل حمله کردی؟

5
00:01:40,290 --> 00:01:41,620
‫چون...

6
00:01:44,690 --> 00:01:49,540
‫نمی‌تونستم اون انسان‌هایی رو ببخشم
‫که بهت خیانت کردن.

7
00:01:49,860 --> 00:01:53,810
‫تو می‌خواستی دنیایی بسازی
‫که از ترس شیاطین آزاد باشه،

8
00:01:53,810 --> 00:01:57,010
‫ولی انسان‌ها روی آرزوهات پا گذاشتن
‫و تمام زحماتت رو نابود کردن!

9
00:01:58,020 --> 00:01:59,630
‫اگه هنوز زنده بودی،

10
00:01:59,630 --> 00:02:02,100
‫الان دنیا در صلح بود.

11
00:02:03,090 --> 00:02:04,060
‫اما...

12
00:02:04,640 --> 00:02:05,450
‫اما!

13
00:02:06,420 --> 00:02:10,520
‫اون خائن‌ها مثل قهرمان‌ها
‫تجلیل می‌شن و راحت زندگی می‌کنن!

14
00:02:10,890 --> 00:02:14,370
‫نمی‌تونستم ببخشمشون،
‫و تحملش هم برام سخت بود.

15
00:02:16,490 --> 00:02:17,710
‫علاوه بر این—

16
00:02:18,030 --> 00:02:20,210
‫من مدیون شما هستم، بانو لوفاس.

17
00:02:20,730 --> 00:02:23,000
‫اگه با شما آشنا نمی‌شدم،

18
00:02:23,000 --> 00:02:25,910
‫الان زنده نبودم!

19
00:02:27,210 --> 00:02:30,010
‫می‌دونستم... انگیزه‌اش فقط وفاداری‌اش به لوفاسه.

20
00:02:38,380 --> 00:02:40,460
‫باشه، باشه... می‌فهمیم.

21
00:02:40,860 --> 00:02:42,460
‫دیگه گریه نکن.

22
00:02:42,820 --> 00:02:44,410
‫آ-آره.

23
00:02:49,270 --> 00:02:50,620
‫با این حال...

24
00:02:50,980 --> 00:02:53,300
‫یه نفر پشت پرده نخ‌ها رو می‌کشه

25
00:02:53,630 --> 00:02:56,650
‫و تشنگی آریِس برای انتقام رو کنترل می‌کنه.

26
00:02:57,190 --> 00:03:00,070
‫آریِس، واقعا فقط همین دلیل بود؟

27
00:03:00,070 --> 00:03:01,280
‫خ-خب...

28
00:03:02,230 --> 00:03:05,990
‫متاسفیم،
‫ولی ما دنبال انتقام نیستیم.

29
00:03:06,480 --> 00:03:10,470
‫اما خوشحالیم که انقدر برای ما
‫احساس داشتی و خواستی انتقام بگیری.

30
00:03:10,990 --> 00:03:16,170
‫ولی به همین دلیل نمی‌تونیم
‫کسی رو که اون احساسات رو فریب داده، ببخشیم.

31
00:03:16,670 --> 00:03:19,910
‫کی بود که فریبت داد؟

32
00:03:25,820 --> 00:03:26,820
‫اون بود...

33
00:03:29,580 --> 00:03:30,810
‫آتشفشانِ گِیل

34
00:03:31,150 --> 00:03:33,770
‫لوویا خیلی ضعیف شده.

35
00:03:34,170 --> 00:03:36,980
‫حالا می‌تونیم بالاخره اسوِل رو تسخیر کنیم.

36
00:03:37,730 --> 00:03:39,440
‫همه‌چی آماده‌ست.

37
00:03:45,820 --> 00:03:46,860
‫خب مردها!

38
00:03:46,860 --> 00:03:49,010
‫حالا به سمت اسوِل حرکت کنید!

39
00:03:49,010 --> 00:03:52,830
‫همه اون انسان‌ها رو بکشید... تا آخرین نفر!

40
00:03:55,420 --> 00:03:57,330
‫پادشاه شیاطین!

41
00:03:57,330 --> 00:04:00,570
‫یکی دیگه از اون قهرمان‌های احمق
‫که جرات داشتن باهات مخالفت کنن،

42
00:04:00,570 --> 00:04:02,590
‫الان نابود می‌شن!

43
00:04:03,150 --> 00:04:05,110
‫واقعا ارزشش رو داشت،

44
00:04:05,110 --> 00:04:09,180
‫سال‌ها و سال‌ها وقت گذاشتن
‫برای تحریک عطش انتقامِ آریِس.

45
00:04:09,570 --> 00:04:11,720
‫یکی از دوازده ستاره آسمانی،

46
00:04:11,720 --> 00:04:14,850
‫که یه زمانی متحد انسان‌ها بود،
‫حالا داره اونا رو به دام می‌ندازه...

47
00:04:16,790 --> 00:04:19,190
‫چقدر لذت‌بخش!

48
00:04:21,180 --> 00:04:22,070
‫ها؟

49
00:04:31,700 --> 00:04:33,730
‫چ-چی؟!

50
00:04:36,880 --> 00:04:38,710
‫آریِس و...

51
00:04:40,140 --> 00:04:41,090
‫اون کیه؟

52
00:04:42,010 --> 00:04:42,990
‫اون همونه؟

53
00:04:43,430 --> 00:04:44,300
‫آره.

54
00:04:44,300 --> 00:04:45,970
‫خیلی قدرتمنده.

55
00:04:45,970 --> 00:04:48,010
‫یکی از هفت قهرمانه؟

56
00:04:48,010 --> 00:04:49,510
‫نه، نیست...

57
00:04:52,090 --> 00:04:53,680
‫پوست آبی...

58
00:04:53,910 --> 00:04:56,690
‫چشمایی که رنگش برعکسه...

59
00:04:56,690 --> 00:04:58,080
‫تو شیطانی هستی؟

60
00:04:58,080 --> 00:04:59,400
‫درسته.

61
00:04:59,400 --> 00:05:00,550
‫خب منطقیه.

62
00:05:00,930 --> 00:05:04,370
‫پس شیطان‌ها بودن که آریِس رو کنترل می‌کردن.

63
00:05:04,860 --> 00:05:07,820
‫آریِس، قضیه چیه؟

64
00:05:07,820 --> 00:05:10,610
‫نفرتت از انسان‌ها چی شد؟

65
00:05:10,610 --> 00:05:14,310
‫فکر می‌کردم می‌خوای اسوِل رو نابود کنی
‫و از طرف استادت انتقام بگیری؟

66
00:05:14,730 --> 00:05:15,790
‫مارس...

67
00:05:15,790 --> 00:05:18,310
‫من هنوز نمی‌تونم اون انسان‌ها رو ببخشم،

68
00:05:18,310 --> 00:05:20,750
‫و هنوز از اون هفت قهرمان متنفرم.

69
00:05:20,750 --> 00:05:25,220
‫ولی با انتقام گرفتن، کی خوشحال می‌شه؟

70
00:05:25,980 --> 00:05:28,680
‫حتما بانو لوفاس نه... شماها خوشحال می‌شین:

71
00:05:29,330 --> 00:05:30,610
‫شیاطین.

72
00:05:32,630 --> 00:05:35,010
‫اون چیزی نبود که بانو لوفاس دنبالش بود،

73
00:05:35,010 --> 00:05:36,350
‫و چیزی نیست که اون می‌خواست.

74
00:05:37,820 --> 00:05:39,940
‫من از اول هم اینو می‌دونستم!

75
00:05:41,070 --> 00:05:42,580
‫پس دیگه تردید نمی‌کنم!

76
00:05:42,580 --> 00:05:44,500
‫الان همین‌جا جلوتون رو می‌گیرم!

77
00:05:46,180 --> 00:05:47,360
‫اینجوراس؟

78
00:05:47,740 --> 00:05:48,610
‫ها؟

79
00:05:48,610 --> 00:05:50,950
‫می‌دونستم یه روز این اتفاق می‌افته.

80
00:05:50,950 --> 00:05:53,520
‫می‌تونستی هر وقت بخوای اسوِل رو نابود کنی،

81
00:05:53,520 --> 00:05:55,620
‫ولی سال‌ها تردید کردی و معطلش کردی.

82
00:05:55,620 --> 00:05:58,260
‫تو برگ برنده‌مون در برابر لوویا بودی،

83
00:05:58,260 --> 00:06:01,340
‫ولی الان دیگه کارت تموم شده.

84
00:06:01,740 --> 00:06:02,950
‫با این حال...

85
00:06:02,950 --> 00:06:07,760
‫اگه فکر کردی بعد از اینکه به شیاطین پشت کردی
‫می‌تونی زنده بمونی، سخت در اشتباهی!

151
00:06:07,760 --> 00:06:10,720
‫خودم کارتو تموم می‌کنم!

152
00:06:11,300 --> 00:06:12,280
‫آریِس.

153
00:06:12,280 --> 00:06:13,640
‫بذار این یکی رو ما انجام بدیم.

154
00:06:14,180 --> 00:06:15,750
‫ا-اما—!

155
00:06:16,070 --> 00:06:18,890
‫هنوز از زخمی که تو نبردمون خوردی خوب نشدی.

156
00:06:19,110 --> 00:06:20,480
‫عقب برو.

157
00:06:20,730 --> 00:06:21,810
‫ب-باشه.

158
00:06:22,450 --> 00:06:24,530
‫تو دیگه کی هستی؟

159
00:06:24,530 --> 00:06:28,070
‫تعجب می‌کنم هنوز کسی به قدر توان تو وجود داشته باشه.

160
00:06:28,070 --> 00:06:30,180
‫ولی این آخر خطه برات!

161
00:06:30,180 --> 00:06:34,060
‫به خاطر اشتباه احمقانه‌ت که اینجا اومدی لعنتت می‌کنم!

162
00:06:34,060 --> 00:06:36,500
‫ببین، و بهش خیره شو!

163
00:06:36,500 --> 00:06:39,950
‫این هنر نهانی مارس، شیطان یخ و آتشه، یکی از هفت درخشان!

164
00:06:39,950 --> 00:06:44,500
‫شمشیر خیالی آتش و یخِ جهنمیِ لحظه‌ای!

165
00:06:46,850 --> 00:06:49,430
‫این دوتا شمشیر نماد وجود منه!

166
00:06:49,430 --> 00:06:52,890
‫ببین! توی دست راستم شمشیر آتش جهنمیه!

167
00:06:52,890 --> 00:06:56,350
‫و توی دست چپم شمشیر یخ‌زده‌ست!

168
00:06:56,660 --> 00:07:01,270
‫هر دشمنی روبه‌رویم بشه، با قدرت این دوتا شمشیر خاکستر می‌شه!

169
00:07:05,860 --> 00:07:07,970
‫با هم، ضربه‌شون هم زیباست هم شوم،

170
00:07:07,970 --> 00:07:10,060
‫مثل مجازات دروگری که قراره جونتو بگیره!

171
00:07:10,060 --> 00:07:12,220
‫اول آزادی و قدرتت رو ازت می‌گیره،

172
00:07:12,220 --> 00:07:14,250
‫و درست قبل مرگت، اون رو می‌بینی!

173
00:07:14,250 --> 00:07:16,950
‫درواگری از آتش که بی‌رحمانه همه‌چیو می‌سوزونه!

174
00:07:16,950 --> 00:07:18,810
‫ولی نیازی به ناراحتی نیست!

175
00:07:18,810 --> 00:07:21,110
‫رنجت فقط لحظه‌ای طول می‌کشه! این رحم منه بهت!

176
00:07:21,110 --> 00:07:23,830
‫در واقع، موقع مرگت ازم ممنونم می‌شی!

177
00:07:23,830 --> 00:07:26,920
‫می‌گی: «آه، ممنون که منو از این درد راحت کردی!»

178
00:07:26,920 --> 00:07:29,370
‫پس افتخار کن که با دست من زمین می‌خوری!

179
00:07:29,370 --> 00:07:31,040
‫حالا، فرو برو تو تاریکی جاودانه!

180
00:07:31,040 --> 00:07:33,470
‫پرده آخر برای توئه!

181
00:07:33,470 --> 00:07:34,640
‫خفه شو.

182
00:07:41,610 --> 00:07:43,270
‫غ-غیرممکنه!

183
00:07:44,560 --> 00:07:47,590
‫بال‌های سیاه و موی بلوند؟!

184
00:07:48,010 --> 00:07:49,410
‫نمی‌تونه باشه!

185
00:07:52,570 --> 00:07:54,220
‫ضعیف.

186
00:07:54,220 --> 00:07:57,800
‫این واقعاً همون مغزی بود که مِگرِز ازش حرف می‌زد؟

187
00:07:57,800 --> 00:07:58,950
‫بانوی لوفاس!

188
00:07:58,950 --> 00:08:00,460
‫خیلی عالی بود!

189
00:08:00,460 --> 00:08:04,170
‫آریِس، گفت یکی از «هفت درخشان» بود، نه؟

190
00:08:04,170 --> 00:08:04,670
‫بله.

191
00:08:04,670 --> 00:08:08,020
‫اون یکی از هفت درخشانِ قوم شیاطین بود: آتش، مارس.

192
00:08:08,020 --> 00:08:08,840
‫هفت درخشان—

193
00:08:08,840 --> 00:08:10,510
‫بذار من توضیح بدم!

194
00:08:13,450 --> 00:08:14,370
‫لطفاً بفرمایید.

195
00:08:15,220 --> 00:08:19,850
‫لقب "درخشان" برای هفت ژنرال بزرگ قوم شیاطین داده شده بود.

196
00:08:19,850 --> 00:08:22,430
‫حدود هشتاد سال پیش تأسیس شدن.

197
00:08:22,430 --> 00:08:25,490
‫اون‌ها الان قوی‌ترین و ماهرترین افراد شیاطین‌ان،

198
00:08:25,490 --> 00:08:28,000
‫به جز پادشاه شیطان و پسرش.

199
00:08:28,000 --> 00:08:29,580
‫در اون حد؟

200
00:08:29,580 --> 00:08:31,900
‫به نظر نمی‌رسید بالای سطح ۳۰۰ باشه.

201
00:08:31,900 --> 00:08:35,610
‫این نشون می‌ده حتی معیارهای قوم شیاطین هم افت کرده.

202
00:08:35,610 --> 00:08:38,410
‫درسته که انسان‌ها از پادشاه شیطان شکست خوردن،

203
00:08:38,410 --> 00:08:41,650
‫ولی اونم بیشتر افراد بااستعدادش رو از دست داد.

204
00:08:41,650 --> 00:08:44,830
‫وگرنه دنیا خیلی وقت پیش نابود شده بود.

205
00:08:45,990 --> 00:08:50,050
‫یعنی الان فقط پادشاه شیطان و دوازده ستاره آسمانی هستن

206
00:08:50,050 --> 00:08:51,800
‫که توان مبارزه با منو دارن؟

207
00:08:52,420 --> 00:08:55,760
‫بانوی لوفاس، انگار هیچ‌کدومشونو نکشتی، ولی...

208
00:08:55,760 --> 00:08:56,600
‫درسته.

209
00:08:56,600 --> 00:08:59,260
‫هیولاها فقط تحت کنترل بودن، همین.

210
00:08:59,550 --> 00:09:03,730
‫ولی اگه ولشون کنیم، ممکنه دوباره به مردم حمله کنن؟

211
00:09:03,980 --> 00:09:05,730
‫برنامه داریم براش.

212
00:09:07,810 --> 00:09:09,150
‫تسخیر کن!

213
00:09:17,350 --> 00:09:21,250
‫وای! این همه رو یه‌جا غلام خودت کردی!

214
00:09:21,250 --> 00:09:22,700
‫واقعاً حیرت‌انگیزه!

215
00:09:22,970 --> 00:09:25,970
‫ولی واقعاً می‌خوای این همه رو با خودمون ببریم؟

216
00:09:25,970 --> 00:09:28,420
‫معلومه که نه.

217
00:09:28,420 --> 00:09:29,630
‫گوش‌ کنید!

218
00:09:29,850 --> 00:09:32,840
‫همتونو برگردین به قلمروتون!

219
00:09:33,160 --> 00:09:36,550
‫و بدون دلیل به هیچ انسانی حمله نکنید!

220
00:09:36,550 --> 00:09:37,770
‫مرخصید!

221
00:09:43,220 --> 00:09:44,580
‫تموم شد.

222
00:09:44,580 --> 00:09:46,480
‫همه‌چیز مرتب شد!

223
00:09:46,480 --> 00:09:47,690
‫آره.

224
00:09:48,330 --> 00:09:49,950
‫درسته، آریِس؟

225
00:09:53,070 --> 00:09:53,950
‫بله!

226
00:09:57,110 --> 00:09:58,200
‫خب حالا...

227
00:09:58,430 --> 00:10:00,310
‫آریِس رو سالم برگردوندیم،

228
00:10:00,770 --> 00:10:04,220
‫و اون درخشان، مارس، رو هم سر جاش نشوندیم.

229
00:10:04,750 --> 00:10:08,290
‫سال‌ها زجرمون برای چی بود اصلاً؟

230
00:10:08,790 --> 00:10:10,690
‫هیولاها چی شدن؟

231
00:10:10,690 --> 00:10:13,750
‫همه‌شونو تحت فرمان گرفتیم، دیگه دردسری ندارن.

232
00:10:16,790 --> 00:10:18,930
‫می‌دونستم تو بودی...

233
00:10:21,070 --> 00:10:22,590
‫میای با من؟

234
00:10:22,930 --> 00:10:25,250
‫می‌خوام یه جا دور از چشم بقیه صحبت کنیم.

235
00:10:32,450 --> 00:10:37,030
‫این یکی از بازیکن‌های رده‌بالاییه که اون موقع هم هم‌بازی من بود.

236
00:10:37,030 --> 00:10:40,180
‫قبلاً با مِگرِز برای شکار بیرون می‌رفتیم،

237
00:10:40,180 --> 00:10:42,350
‫و با هم کلی شوخی و حرف بی‌خود می‌زدیم.

238
00:10:43,350 --> 00:10:46,040
‫حالا این مِگرِز همون بازیکنه، یا که نه؟

239
00:10:46,040 --> 00:10:47,090
‫یا اینکه...؟

240
00:10:48,370 --> 00:10:49,420
‫آه!

241
00:10:49,420 --> 00:10:50,570
‫سِر مِگرِز!

242
00:10:50,570 --> 00:10:51,880
‫نگرانت بودیم!

243
00:10:51,880 --> 00:10:55,730
‫نمی‌دونستیم چی ممکنه بشه وقتی تنها رفتی بیرون!

244
00:10:55,730 --> 00:10:58,600
‫ولی سِر مِگرِز، جسارتاً باید محتاط‌تر باشید.

245
00:10:58,600 --> 00:11:00,530
‫شما و لیویا دارایی‌های بی‌بدیل کشورید!

246
00:11:00,530 --> 00:11:04,760
‫درسته! کاملاً درست می‌گه!

247
00:11:06,330 --> 00:11:10,070
‫عجب، هیچ‌کدوم واقعاً نگرانش نیستن...

248
00:11:10,070 --> 00:11:14,480
‫انگار فقط حفظ جون خودشون براشون مهمه بود.

249
00:11:14,710 --> 00:11:17,440
‫صادقانه بگم، فقط خوشحال‌ان که خودشون زنده‌موندن.

250
00:11:17,440 --> 00:11:18,650
‫درسته!

251
00:11:18,650 --> 00:11:21,850
‫حالا دیگه امنیت این کشور تضمین شده!

252
00:11:24,030 --> 00:11:25,160
‫به نظرت چی می‌رسه؟

253
00:11:25,160 --> 00:11:26,850
‫وحشتناکه، نه؟

254
00:11:26,850 --> 00:11:29,870
‫اونایی که دیدی، همون مقامات بالایی‌ان
که قرار بود از مردم محافظت کنن

255
00:11:30,410 --> 00:11:31,790
‫فقط دنبال حفظ خودشونن،

256
00:11:31,790 --> 00:11:34,240
‫و چاپلوسی و منفعت شخصی.

257
00:11:34,240 --> 00:11:36,340
‫می‌خواستی اینو بهمون نشون بدی؟

258
00:11:36,970 --> 00:11:39,160
‫می‌خواستم مدرک اشتباه خودمو بهت نشون بدم،

259
00:11:39,160 --> 00:11:41,660
‫چون فقط تو لایق دیدنش بودی.

260
00:11:46,290 --> 00:11:48,900
‫اینجا فقط منم، هیچ نظارتی هم نیست.

261
00:11:52,230 --> 00:11:54,110
‫می‌تونی صورتت رو نشونم بدی؟

262
00:11:54,940 --> 00:11:56,190
‫خیلی خب.

263
00:12:04,980 --> 00:12:07,020
‫پس واقعاً خودتی.

264
00:12:07,570 --> 00:12:08,810
‫لوفاس.

265
00:12:08,810 --> 00:12:12,190
‫خیلی وقته ندیدمت، مِگرِز، دوست قدیمی ما.

266
00:12:15,290 --> 00:12:17,460
‫آه... نه...

267
00:12:18,850 --> 00:12:19,960
‫اون نیست...

268
00:12:21,090 --> 00:12:22,770
‫بازیکن...

269
00:12:24,810 --> 00:12:28,590
‫تو هم اون نگاه رو به ما داری، نه؟

270
00:12:30,660 --> 00:12:33,460
‫انگار دیگه اون مِگرِز سابق نیستی.

271
00:12:34,570 --> 00:12:39,360
‫فکر کنم هنوزم من تو این دنیا تنهایی‌ام...

272
00:12:39,820 --> 00:12:42,020
‫آدما تغییر می‌کنن، لوفاس.

273
00:12:42,530 --> 00:12:46,160
‫ممکنه توی دویست سال قوی‌تر یا ضعیف‌تر شن.

274
00:12:46,160 --> 00:12:48,170
‫من ضعیف‌تر شدم.

275
00:12:48,170 --> 00:12:50,620
‫نه فقط بدنم، بلکه روح و اراده‌م هم...

276
00:12:51,580 --> 00:12:52,880
‫بگو، لوفاس.

277
00:12:52,880 --> 00:12:55,870
‫چرا حالا برگشتی به این دنیا؟

278
00:12:56,190 --> 00:12:58,670
‫اومدی تا به سقوط ما بخندی؟

279
00:12:59,580 --> 00:13:01,300
‫راستشو بخوای، تصادفی بود.

280
00:13:01,860 --> 00:13:04,250
‫اونایی که دنبال احضار یه قهرمان بودن،

281
00:13:04,250 --> 00:13:07,050
‫به اشتباه مارو برگردوندن.

282
00:13:07,050 --> 00:13:08,140
‫همین و بس.

283
00:13:11,620 --> 00:13:12,790
‫فهمیدم.

284
00:13:14,310 --> 00:13:16,600
‫چی شده به مِگرِزِ این دنیا؟

285
00:13:17,090 --> 00:13:19,170
‫دشمنت دوباره از مرگ برگشته،

286
00:13:19,170 --> 00:13:21,070
‫باید باهام دشمنی کنی.

287
00:13:21,620 --> 00:13:22,780
‫ولی—

288
00:13:22,780 --> 00:13:23,790
‫آه!

289
00:13:24,770 --> 00:13:25,870
‫می‌فهمم.

290
00:13:26,710 --> 00:13:28,720
‫کتابخونه‌های این کشور رو دیدیم.

291
00:13:28,720 --> 00:13:32,010
‫پر از کتابایی بودن که قهرمانای هفت‌گانه رو نکوهش می‌کردن.

292
00:13:32,010 --> 00:13:34,450
‫خودت اینا رو جمع کردی، نه؟

293
00:13:35,810 --> 00:13:41,420
‫انگار بیشتر دنبال توهینی تا تحسین، و بی‌اعتباری تا احترام.

294
00:13:41,780 --> 00:13:47,690
‫احساس گناه می‌کنی چون با شکست دادن ما اجازه دادی شیاطین حمله کنن، نه؟

295
00:13:49,910 --> 00:13:50,850
‫درکت می‌کنم.

296
00:13:51,170 --> 00:13:54,820
‫دیگه نمی‌تونی تحسین و حسادت بقیه رو تحمل کنی، نه؟

297
00:13:54,820 --> 00:13:56,930
‫از احساس گناه خودت داری له می‌شی.

301
00:13:56,930 --> 00:13:59,030
‫ولی نمی‌تونی حس پشیمونیت رو بیرون بریزی،

302
00:13:59,030 --> 00:14:01,510
‫برای همین احترام بقیه برات تیزترین تیغه شده.

303
00:14:02,220 --> 00:14:03,570
‫یه همچین چیزی؟

304
00:14:08,990 --> 00:14:11,460
‫می‌بینم اون روح دردسرسازت هنوزم عوض نشده.

305
00:14:12,330 --> 00:14:14,070
‫اگه برنده شدی، خوشحال باش!

306
00:14:14,380 --> 00:14:17,100
‫به شکست دادن یه دشمن قدرتمند افتخار کن!

307
00:14:17,100 --> 00:14:20,170
‫و به راهی که فکر می‌کنی درسته ادامه بده.

308
00:14:20,580 --> 00:14:24,390
‫حداقل، مِگرِزی که ما می‌شناختیم همینطوری بود.

309
00:14:25,530 --> 00:14:28,880
‫از کاری که باهات کردیم متنفری؟

310
00:14:30,020 --> 00:14:33,950
‫تو داشتی به آینده‌ای که دنبالش بودی نزدیک می‌شدی،

311
00:14:34,290 --> 00:14:37,310
‫ما اون آینده رو با خیانتمون نابود کردیم.

312
00:14:37,700 --> 00:14:40,770
‫ازمون کینه نداری؟

313
00:14:43,940 --> 00:14:47,070
‫من هیچ احساسی مثل نفرت نسبت بهشون ندارم.

314
00:14:47,490 --> 00:14:52,200
‫اون نبرد فقط توی بازی اتفاق افتاد، نه در دنیای واقعی.

315
00:14:53,780 --> 00:14:56,260
‫ولی لوفاس باید چی جوابش بده؟

316
00:14:57,550 --> 00:15:00,870
‫خب، بزار جواب خودم رو بدم.

317
00:15:01,980 --> 00:15:03,010
‫مِگرِز.

318
00:15:04,990 --> 00:15:08,370
‫اگه شما علیه ما بلند شدید چون ازمون ناراضی بودید،

319
00:15:08,750 --> 00:15:11,300
‫یعنی ما به اندازه کافی رهبر خوبی نبودیم.

320
00:15:12,060 --> 00:15:14,950
‫هیچ دلیلی برای نفرت از شما نداریم.

321
00:15:16,290 --> 00:15:17,220
‫نمی‌تونه همچین چیزی باشه—!

322
00:15:22,060 --> 00:15:23,150
‫مِگرِز.

323
00:15:24,510 --> 00:15:26,710
‫دیگه بس کن این سرزنش‌ کردن خودتو.

324
00:15:28,310 --> 00:15:31,700
‫تو برای مردم این کشور یه قهرمانی.

325
00:15:32,070 --> 00:15:33,380
‫سرت رو بالا بگیر.

326
00:15:34,620 --> 00:15:36,870
‫همون‌طور که دویست سال پیش می‌گرفتی.

327
00:15:38,460 --> 00:15:40,040
‫می‌دونی نظر من چیه؟!

328
00:15:40,310 --> 00:15:43,330
‫همه الف‌ها زیادی گوشه‌گیر شدن!

329
00:15:43,330 --> 00:15:45,750
‫باید دنیا رو وسیع‌تر ببینن!

330
00:15:45,750 --> 00:15:47,060
‫برای همین می‌خوام

331
00:15:47,060 --> 00:15:50,940
‫یه کشوری بسازم که الف‌ها بتونن با افتخار
‫تو یه شهر بزرگ و باشکوه زندگی کنن،

332
00:15:50,940 --> 00:15:53,970
‫نه اون ته جنگل و دور از بقیه!

333
00:15:53,970 --> 00:15:57,130
‫می‌خوام به همه ثابت کنم که الف‌ها هم به اندازه بقیه توان‌مند‌ن!

334
00:15:57,130 --> 00:15:58,250
‫درسته!

335
00:15:58,250 --> 00:16:00,580
‫مرد باید رؤیای بزرگ داشته باشه!

336
00:16:00,580 --> 00:16:02,100
‫کمی کمه، مِگرِز!

337
00:16:02,100 --> 00:16:03,690
‫اگه رؤیای تو ساخت یه کشوره،

338
00:16:03,690 --> 00:16:05,610
‫رؤیای من فتح جهانه!

339
00:16:05,610 --> 00:16:10,110
‫می‌خوام یه آرمان‌شهر بسازم که هیچ‌کس از شیاطین نترسه!

340
00:16:11,030 --> 00:16:12,610
‫چ-چرا می‌خندی؟!

341
00:16:12,610 --> 00:16:15,780
‫فتح جهان زیادی رؤیای بزرگیه!

342
00:16:15,780 --> 00:16:17,060
‫اگه واقعاً موفق بشی،

343
00:16:17,060 --> 00:16:19,540
‫با دماغم پاستا می‌خورم!

344
00:16:19,540 --> 00:16:21,530
‫خب، خودت گفتی آلیوت!

345
00:16:21,530 --> 00:16:23,060
‫وقتی دنیا رو فتح کنم،

346
00:16:23,060 --> 00:16:25,060
‫ریه‌هات رو با پاستا پر می‌کنم!

347
00:16:25,060 --> 00:16:27,130
‫باشه، باشه!

348
00:16:30,260 --> 00:16:31,250
‫بسه دیگه!

349
00:16:31,250 --> 00:16:33,180
‫تو هم نخند!

350
00:16:33,180 --> 00:16:34,290
‫وای خدا!

351
00:16:55,150 --> 00:16:57,280
‫ممنون بابت نصیحتت.

352
00:16:58,950 --> 00:16:59,900
‫سپاسگزارم.

353
00:17:05,570 --> 00:17:07,920
‫لیویا الان باید حالش خوب شده باشه.

354
00:17:07,920 --> 00:17:09,420
‫واقعاً ممنونم.

355
00:17:09,770 --> 00:17:14,380
‫با قدرت فعلی‌ام نمی‌تونستم
‫حداکثر سلامتی از‌دست‌رفته‌ش رو برگردونم.

356
00:17:18,270 --> 00:17:20,060
‫به خاطر دردسر آریِس متأسفیم.

357
00:17:20,060 --> 00:17:22,070
‫من عذرخواهی نمی‌کنم.

358
00:17:22,410 --> 00:17:25,300
‫تقصیر خودشونه که اول خیانت کردن!

359
00:17:25,780 --> 00:17:27,020
‫آروم باشید، آروم باشید.

360
00:17:29,170 --> 00:17:30,980
‫حالا قصد دارید چیکار کنید؟

361
00:17:30,980 --> 00:17:34,820
‫البته که ادامه می‌دیم تا همه‌ی دوازده ستاره‌ی آسمانی رو پس بگیریم.

362
00:17:34,820 --> 00:17:36,020
‫بعدی‌ش قراره باشه—

363
00:17:36,020 --> 00:17:37,700
‫"قبر پادشاه بال‌سیاه".

364
00:17:37,700 --> 00:17:39,340
‫قبر پادشاه بال‌سیاه؟

365
00:17:39,700 --> 00:17:42,160
‫با این اسم، انگار قبر خودمونه!

366
00:17:42,160 --> 00:17:45,870
‫کاملاً درست گفتید، بانو لوفاس.

367
00:17:46,100 --> 00:17:47,540
‫دویست سال پیش،

368
00:17:47,540 --> 00:17:53,170
‫اونایی که به شما ارادت داشتن،
‫بزرگ‌ترین سازه‌ی دنیا رو ساختن.

369
00:17:53,170 --> 00:17:54,380
‫در بالاترین طبقه‌ش،

370
00:17:54,380 --> 00:17:58,380
‫گنج‌ها و تجهیزاتیه که زمانی استفاده می‌کردین، دفن شده.

371
00:17:58,690 --> 00:18:01,570
‫یکی از دوازده ستاره‌ی آسمانی،
‫«لیبرا»، ستاره‌ی تراز،

372
00:18:01,570 --> 00:18:05,020
‫تمام این سال‌ها بی‌وقفه ازش محافظت کرده.

373
00:18:05,250 --> 00:18:06,500
‫لیبرا، هان؟

374
00:18:06,500 --> 00:18:07,890
‫می‌گن که

375
00:18:07,890 --> 00:18:11,190
‫تبدیل شده به یه ماشینِ قتل
‫که هرکی نزدیک طبقه‌ی بالا بشه رو

376
00:18:11,190 --> 00:18:13,230
‫بی‌هیچ تردیدی نابود می‌کنه.

377
00:18:15,150 --> 00:18:16,190
‫با این حال...

378
00:18:16,190 --> 00:18:20,660
‫واقعاً دلیل داره که کسی بخواد
‫با لیبرا بجنگه فقط برای این‌که قبرمون رو غارت کنه؟

379
00:18:21,420 --> 00:18:25,510
‫آدما و هیولاها تنها چیزهایی نیستن
‫که تو این دویست سال ضعیف شدن.

380
00:18:25,510 --> 00:18:27,870
‫سلاح‌ها و تجهیزات هم افت کردن.

381
00:18:28,150 --> 00:18:30,710
‫بیشتر سلاح‌های افسانه‌ای

382
00:18:30,710 --> 00:18:33,160
‫تو نبرد با شاه شیطان از بین رفتن،

383
00:18:33,160 --> 00:18:36,510
‫و تنها چیزایی که باقی موندن،
‫تو قبر شما نگهداری می‌شن.

384
00:18:36,510 --> 00:18:41,100
‫اون‌ها چیزایی‌ان که بشر
‫شدیداً دنبال به‌دست‌آوردن‌شونه،

385
00:18:41,100 --> 00:18:44,710
‫ولی به لطفِ لیبرا، هیچ‌کس
‫تا حالا نتونسته بهشون برسه.

386
00:18:45,070 --> 00:18:47,220
‫با این حال، از دید ما،

387
00:18:47,220 --> 00:18:49,620
‫اون فقط یه همراه وفاداره
‫که داره دارایی‌هامون رو محافظت می‌کنه.

388
00:18:50,710 --> 00:18:52,190
‫می‌دونم.

389
00:18:53,060 --> 00:18:56,690
‫لوفاس، می‌دونم درخواست شرم‌آوریه،

390
00:18:56,690 --> 00:18:58,410
‫ولی وقتی لیبرا رو پس گرفتی،

391
00:18:58,410 --> 00:19:02,490
‫میشه لطفاً چیزایی که لازم نداری
‫رو تو اون قبر برای ما بذاری؟

392
00:19:03,330 --> 00:19:06,100
‫به نظرم خواسته‌ی منطقی‌ایه.

393
00:19:06,590 --> 00:19:07,470
‫ممنونم.

394
00:19:07,870 --> 00:19:10,830
‫خب، وقتشه بریم سراغ لیبرا.

395
00:19:11,250 --> 00:19:12,210
‫یه لحظه صبر کنید.

396
00:19:13,210 --> 00:19:16,050
‫تو اون لباس راه رفتن خیلی سخت نیست؟

397
00:19:22,850 --> 00:19:24,490
‫خیلی زیبا شدین، بانو لوفاس!

398
00:19:24,490 --> 00:19:27,090
‫واقعاً بهتون میاد!

399
00:19:27,420 --> 00:19:28,390
‫هوم،

400
00:19:29,290 --> 00:19:30,800
‫نظر تو چیه، مِگرِز؟

401
00:19:30,800 --> 00:19:33,350
‫به نظرم هر لباسی بپوشی، بهت میاد.

402
00:19:33,610 --> 00:19:36,100
‫از این آیتمی که می‌تونه بال‌هامونو پنهون کنه واقعاً ممنونم.

403
00:19:36,100 --> 00:19:38,570
‫با خیال راحت ازش استفاده می‌کنیم.

404
00:19:38,570 --> 00:19:41,080
‫بالاخره از اون قید و بندِ بی‌خودِ خودم خلاص شدم!

405
00:19:41,080 --> 00:19:42,750
‫ممنونتَم، مِگرِز!

406
00:19:43,580 --> 00:19:45,830
‫امیدوارم یه روز دوباره همدیگه رو ببینیم.

407
00:19:46,580 --> 00:19:47,930
‫ببخشید، ما بریم.

408
00:19:48,490 --> 00:19:51,250
‫کاش دیگه هیــچ‌وقت نبینمتون!

409
00:19:52,700 --> 00:19:54,080
‫آروم باش پسر.

410
00:19:54,080 --> 00:19:55,040
‫لوفاس.

411
00:20:02,810 --> 00:20:03,910
‫سفرِ خوبی داشته باشید.

412
00:20:09,180 --> 00:20:10,020
‫گانتز!

413
00:20:11,130 --> 00:20:12,850
‫وای، چه خانم خوشگلی!

414
00:20:12,850 --> 00:20:16,330
‫دختر خانم، با من چه کاری داری؟!

415
00:20:16,330 --> 00:20:20,310
‫دیگه لازم نیست این‌قدر رسمی حرف بزنی.

416
00:20:20,990 --> 00:20:23,440
‫ببین، ما همون سفالو هستیم.

417
00:20:23,440 --> 00:20:24,780
‫هااااا؟!

418
00:20:24,780 --> 00:20:27,730
‫تو *این‌قدر* خوشگل بودی؟!

419
00:20:28,780 --> 00:20:31,310
‫قبل از رفتن خواستیم بیایم خداحافظی کنیم.

420
00:20:31,790 --> 00:20:33,500
‫ممنون بابت کمکت!

421
00:20:33,500 --> 00:20:34,710
‫شما دوتا مراقب خودتون باشید...

422
00:20:35,090 --> 00:20:39,210
‫و البته شما هم، خانم زیبای جوان.

423
00:20:39,210 --> 00:20:40,490
‫در واقع اون پسره.

424
00:20:40,490 --> 00:20:41,920
‫جدی می‌گی؟!

425
00:20:41,920 --> 00:20:46,420
‫مـ-مراقب خودت باش، پسر خوش‌چهره‌ی جوان.

426
00:20:48,390 --> 00:20:49,910
‫خداحافظ، گانتز!

427
00:20:49,910 --> 00:20:52,190
‫اگه یه روز دوباره دیدمت، خوشحال می‌شم!

428
00:20:56,410 --> 00:20:57,410
‫هی.

429
00:20:57,410 --> 00:20:57,980
‫ها؟

430
00:20:57,980 --> 00:20:59,830
‫تو...

431
00:21:00,630 --> 00:21:02,220
‫نکنه واقعاً لو—

432
00:21:04,700 --> 00:21:06,630
‫نه، بی‌خیال.

433
00:21:06,970 --> 00:21:08,910
‫مراقب خودت باش، سفالو!

434
00:21:10,380 --> 00:21:11,370
‫حتماً.

435
00:21:15,180 --> 00:21:16,980
‫نه، محاله همچین چیزی.

436
00:21:18,630 --> 00:21:21,920
‫گانتز آدم واقعاً خوبی بود، نه؟

437
00:21:21,920 --> 00:21:22,760
‫آره.

438
00:21:23,630 --> 00:21:25,010
‫خب، مقصد بعدی‌مون...

439
00:21:25,820 --> 00:21:27,510
‫لیبرا، ستاره‌ی تراز.

440
00:21:29,990 --> 00:21:32,580
‫{\an3}ترجمه:
‫زمان‌سنج:
‫ویراستار:
‫کنترل کیفیت:

441
00:21:29,990 --> 00:21:32,580
‫{\an3}ترجمه:
‫زمان‌سنج:
‫ویراستار:
‫کنترل کیفیت:

442
00:21:29,990 --> 00:21:32,580
‫جان پیکت
‫اَندی اِلِیس
‫گابریِلا رامیرِز
‫میگِن اسمیت

443
00:21:29,990 --> 00:21:32,580
‫جان پیکت
‫اَندی اِلِیس
‫گابریِلا رامیرِز
‫میگِن اسمیت

444
00:23:02,430 --> 00:23:06,430
‫اون قدرت... اون بال‌های سیاه...
‫اشتباهی توش نیست.

445
00:23:06,900 --> 00:23:08,390
‫لوفاس مافاهال—

446
00:23:08,390 --> 00:23:09,700
‫برگشته!

447
00:23:10,110 --> 00:23:11,420
‫این یه کابوسه!

448
00:23:11,420 --> 00:23:12,970
‫چطور ممکنه همچین چیزی؟!

449
00:23:15,410 --> 00:23:16,770
‫تـ-تو—!

450
00:23:16,770 --> 00:23:18,440
‫نه، این درست نیست.

451
00:23:18,440 --> 00:23:22,130
‫کسی که نقش‌شو تموم کرده، باید با یه خروج تمیز صحنه رو ترک کنه.

452
00:23:22,350 --> 00:23:24,590
‫وقتی نقشت تموم شد، باید بری بیرون.

453
00:23:25,020 --> 00:23:27,170
‫این قانون بازیه.

454
00:23:28,510 --> 00:23:30,460
‫خداحافظ، مارس.

455
00:23:30,460 --> 00:23:32,510
‫عروسک بیچاره‌ی کوچولو.

456
00:23:32,510 --> 00:23:33,630
‫نه!

